Saturday, April 9, 2011

درخواست تشکیل شورای هماهنگی از رضا پهلوی

جناب آقای رضا پهلوی, همانگونه که مستحضرید طوفان تغییرات در خاورمیانه وزیدن گرفته است و همچنان در حال برکندن دیکتاتوری هاست. آنچه مسلم است این طوفان از کشور عزیزمان بعد از انتخابات شروع شد و چنانکه میدانید بدلیل نبود رهبری پاسخگو و هماهنگی سازمان یافته  بعد از ماهها پرداخت هزینه و تحمیل صدها شهید و مجروح و زندانی اکنون رکود و نومیدی جنبش دموکراسی طلبی و آزادی خواهی را فراگرفته و تنها دلخوشی مان تماشای سرنگونی و عقب نشینی دیکتاتورهای منطقه شده است بدون اینکه دیکتاور اعظم ما سر سوزنی عقب نشینی کرده باشد. امروز میزان نارضایتی و نفرت از رژیم آخوندی در ایران و منطقه بحدی است که قابل مقایسه با هیچ کشور دیکتاتوری منطقه نیست و تنها تفاوت کشورمان اینست که اسیر ملایان فریبکار و دروغگوست بگونه ای که با هر ترفند و حیله ای از تشکیل یک گروه, تشکل, حزب, سازمان, شورا و هر آنچه که چند نفر بتواند دور هم جمع شود جلوگیری میکند و این مهم اصلا و ابدا در داخل ایران امکان پذیر نیست و گروههایی هم که از درون این حاکمیت در بیرون از ایران هستند بعلت تعلقات فکری و مادی و ... به حاکمیت فعلی در پارادوکسی از دین و دموکراسی سرگردانند. لذا از جنابعالی خواهشمندم با توجه به دانش بالا و موضع گیری های صحیح و مقبولیت داخلی و جهانی شما, اقدام به تشکیل یک شورای هماهنگی بنمایید که نام وزین شما و پهلوی به آن مزین باشد تا تمامی گرایش ها بتوانند با هر تفکری حول محور این شورا گرد آمده و تنها هدف آنهم گذار به دموکراسی و عبور از این نظام باشد. در آخر باید خاطر نشان میشوم که خواستگاه این شورا میتواند شبکه های اجتماعی باشد و آرمان آن هم رفراندوم در فردای آزادی ایران

Thursday, April 7, 2011

مجاهد شرف دارد به اصلاح طلبانی مانند مهاجرانی و کدیور

امروز اگر پرونده خیلی از دوستان را در اروپا و آمریکا و کانادا و ... نگاهی بندازیم میبینیم که دوستان دلیل پناهندگی خود را عضویت در سازمان مجاهدین عنوان کرده اند چه بسا این افراد اصلا و ابدا با این سازمان نسبتی ندارند. جوانانی که در دهه 60 فقط بخاطر فرار از کشور و سربازی و در جستجوی آمال خود از مرزهای غربی کشور خارج شدند و در دام رجوی ها افتادند بدون کوچکترین وابستگی ایدئولوژیکی به جبر زمان مسیر سرنوشتشان تغییر یافت. بگذریم که این سازمان در مشی خود تغییر اساسی داده و سالهاست که بصورت مدنی بفعالیت خود ادامه میدهد.
همین دیروز دریک اقدام شنیع پیکر حقوق بشر در ایران شرحه شرحه میشود و انسان هموطن دربندی را عامدانه در زندان میکشند و متعاقب آن و در یک اقدام هماهنگ برای از بین بردن بوی کثیف جنایت, حاکمیت و بازوی اصلاح طلب آن شروع به ارسال لینک های تنفر نسبت به سازمان مجاهدین کرده و درصدد اقنائ افکار عمومی و توجیه این جنایت برمی آیند که اگر این توجیه شود آن(قتل های 67) هم توجیه میشود.
البته این فقط شامل مجاهدین نشده و سلطنت طلب و مشروطه خواه و بهایی و درویش و غیره هم مستثنی نبوده و سهم خود را از این تنور نفرت جمهوری خمینی  دریافت کرده و میکنند. مهم آنست که کسی جز حاکمیت و اصلاح طلب قد علم نکند.
حال تصور کنید که چگونه طائب در قالب یک سوتی! اعلام میکند که وزارت اطلاعات تعدادی را تطمیع میکرده تا در جهت تخریب و تفرقه در بین اصلاح طلب ها عمل کنند. که خود این سوتی باعث میشود که اصلاح طلب ها در قالب یک مدعی ظاهر شده و قیافه حق بجانب بگیرند! همان وزیر اطلاعاتی که سالی یکی دو بار حرف میزند و بخیال خیلی ها سوتی میدهد!  آقای مهاجرانی  در قیاس حوادث ایران و مصر درفشانی کرده و میفرمایند که حوادث ایران کاملا متفاوت بوده و خامنه ای بدلیل پاکیزگی و نداشتن کوچکترین نقطه خاکستری سرنوشت مبارک را نخواهد داشت! کدیور اصرار دارد که "خواست های حداقلی در برابر مقاومت حداکثری" داشته باشیم یعنی مثلا بگوییم آزادی زندانی سیاسی و نه چیز دیگر, شما ببینید این حرف در نفس خود  ظاهرا هم بی خطر و منطقی بنظر میرسد ولی وقتی شما کارشناس سیاسی رژیم را در شبکه الجزیره اینترنشنال میبینید که در سئوال مجری شبکه  که در مورد اعتراضات  اخیر ایران میپرسد میگوید" در ایران مردم بدنبال رای خود بودند و اختلافاتی در شمارش آرا بود ولی مردم هرگز بدنبال سرنگونی نظام نبودند".  یعنی وقتی در سونامی حوادث دیکتاتور برانداز خاورمیانه, درخواست آزادی زندانی سیاسی و شمارش آرا از طرف مردمان آن کشور برای یکی از این دیکتاتورها پیروزی هم محسوب میشود و مقبولیت آنها را میرساند. در کشوری که بیش از سیصد کشته و صدها اعدامی و هزاران زندانی سیاسی در دو سال اخیر نه تنها کوچکترین امتیازی از حاکمیت نگرفته  بلکه ته مانده انسانیت هم در اینجا لگد مال شده است در حالیکه در کشورهای همجوار با یک دهم این تلفات و در ظرف چند روز حاکمان مستبد خود را سرنگون کرده و یا در شرف سرنگون کردن هستند اینجاست که شما نقش مکمل طائب و مهاجرانی و کدیور و سایرین را میبینید که چگونه کشتی شکسته جمهوری اسلامی را به ساحل مغفرت هدایت میکنند حال شما تصور کنید که چگونه مبارزان داخلی و جوانانی که هزینه اصلی را میپردازند در لاک نومیدی فرورفته اند او از خود میپرسند که چرا آنها توانستند و ما نتوانستیم؟!.

Wednesday, April 6, 2011

من از اصلاح طلب ها متنفرم

حالا که دیدم بازار نفرت داغه و از آنجاییکه جامعه مدنی ما مدتهاست شکل گرفته و دموکراسی و آزادی و احترام به عقاید غوغا میکنه, خواستم این لینکو بفرستم و میزان تحمل و محبوبیت برادران اصلاح طلب را بسنجم. هر چند بنده از هیچکس و هیچ چیزی متنفر نیستم ولی در راستای محبوبیت لینکهای تنفر اقدام به این کار کردم. اگر دوستان مستحضر باشند قدیما برای داغ کردن کمی به لینک ها تف میزدن, گویا این روند به تنفر تبدیل شده است.

Thursday, March 24, 2011

بدون شناسایی ستون پنجم خامنه ای پیروزی بر این رژیم غیرممکن است

"ستون پنجم به گروهی از مردم گفته می‌شود که در نهان به تضعیف گروه بزرگتری که ظاهرا باید به آن وفادار باشند می‌پردازند. این اصطلاح از زمان جنگ داخلی اسپانیا در عرصه نظامی و سیاسی رایج شده است." این تعریفی است که باختصار از ستون پنجم میتوان بدست داد. امروز قذافی با ستون پنجم خود به جنگ مردم خود و ائتلاف جهانی رفته است. ستون پنجم قذافی بصورت سلول های خفته ای که بیدار شده اند به کشتار مخالفان می پردازند  طوری که نمیتوان مخالف و موافق را تشخیص داد. اهمیتی که این ستون برای قذافی دارد از کل نیروی نظامی این کشور بیشتر است.
اگر بخاطر داشته باشید در عاشورای معروف سال 88 که نظام در اوج زبونی کنترل خیابانها را از دست داد متعاقب آن شاهد بیانیه های مشابهی بودیم که از داخل و خارج بصورت سازمان یافته منتشر شدند که محتوای همگی آنها دعوت به آرامش و حفظ نظام بود که نهایتا با ایجاد دودستگی در سطوح بالای جنبش و طرح های باشکوهی مانند اسب تروا جنبش را از اوج به پایین کشید و چنان رکودی در آن ایجاد کرد که خامنه ای با چندین لشکر بسیجی و لباس شخصی اش در ماهها بعد از انتخابات از اعمال آن عاجز بود. 25 بهمن هم نمونه دیگری از فعالیت این ستون پنجم در سطوح بالای جنبش بود که از سلول های خفته در آن بیرون آمده و به کمک رژیم شتافتند. در زمانی که کل خاورمیانه در تب تغییر میسوخت آقایان ادعا میکنند که این رژیم تافته جدابافته ای است که رهبر جنایتکار آن کوچکترین لکه خاکستری در پرونده اقتصادی خود ندارد! آیا اظهارنظرهای اینچنینی میتواند یک اظهار عقیده معمولی باشد؟ و ما باید بعنوان انسانهایی که به دموکراسی اعتقاد داریم به آن احترام بگذاریم؟!
دوستان و هموطنان گرامی به هوش باشید که با ستون پنجم بسیار هوشمند رژیم بخصوص در خارج از کشور که عمده رسانه های جنبش سبز را در اختیار دارد غلبه بر رژیم مستبد و دیوانه خامنه ای محال مینماید. امروز که جنبش در خیابانها نیست و فعلا فرصتی برای خودنمایی ندارد میتوان این ستون پنجم را شناسایی و در معرض قضاوت همه قرار داد تا بتوانیم در آینده نزدیک و سربزنگاه های تاریخی دچار تعلل و دودستگی نشویم و فرصت هایمان توسط عده ای معلوم الحال سوزانده نشود و اسیر اسب یا اسب های تروای دیگری نگردیم

Saturday, March 19, 2011

برخورد غیر دموکراتیک اصلاح طلبان مدعی دموکراسی با رضا پهلوی

چگونه است که وقتی مردم دهان به اعتراض می گشایند و از گستاخان دروغگویی  مانند مهاجرانی و کدیور انتقاد میکنند اصلاح طلبان مظلوم نمایی کرده و فورا دم از دموکراسی میزنند و ادعا میکنند که هر کس حق اظهار نظر دارد ولی وقتی کوچکترین سخنی از رضا پهلوی میشود همه اصلاح طلب ها مرزهای نزاکت و توهین و دموکراسی را پشت سر میگذارند و از هیچ اتهامی به ایشان دریغ نمیکنند در صورتیکه خود دارای سیاه ترین پرونده در 22 سال حکومت نا اسلامی هستند. کوچکترین انتقادی از اصلاح طلب ها یعنی ایجاد تفرقه و کوچکترین تلاش برای اتحاد با ایرانیان سکولار و مدرن در خارج و داخل از نظر اصلاح طلب ها خیانت بشمار می آید. اصلاح طلب ها غالبا از زبان تمام مردم ایران صحبت میکنند و ادعا دارند که پهلوی ها هیچ جایگاهی در ایران ندارند با اینحال ریسک نکرده و در اتحادی ناخوانده با اصولگراها رضا پهلوی را میکوبند بمعنای دیگر زیر لینکهای مربوط به رضا پهلوی دیگر نمیشود بسیجی را از اصلاح طلب تشخیص داد. مگر شما نمیگویید که او هیچ جایگاهی در بین ایرانیان ندارد؟ پس چه ریگی به کفش دارید که تا نام رضا پهلوی می آید شدیدترین جبهه گیری را میکنید و دم خروس در ادعای دموکراسی خواهی تان را آشکار می کنید؟ مگر نه اینست که در آینده آزاد ایران شورای نگهبانی نیست و هر ایرانی دارای یک رای است؟ چگونه است که اصلاح طلب ها هرگز پاسخگوی اشتباهات خود نبوده و با کمال فراغ بال مردم را به دوران طلایی خمینی دعوت میکنند ولی رضا پهلوی باید پاسخگوی اشتباهات پدر و پدر بزرگ خود باشد و حق ندارد از سلطنت مشروطه یا پارلمانی سخن بگوید؟ من از جماعت بسیجی و حاکمان فعلی انتظاری ندارم ولی وقتی که اصلاح طلب ها و سبز های ذوب شده در اصلاحات را در دشمنی با رضا پهلوی میبینم, نمیتوانم رفتار متناقض شان را درک کنم. اگر واقعا به دموکراسی اعتقاد دارید اجازه دهید که همه حق اظهار نظر داشته و مردم تعیین کننده باشند نه اینکه خود را بجای مردم جا زده و برای آنها تعیین تکلیف کنید.

Thursday, March 17, 2011

رضا پهلوی: حاضر به توافق و همکاری با آقایان موسوی و کروبی برای عبور از نظام هستم

رضا پهلوی در پاسخ به مجری برنامه افق که پرسید: آیا حاضرید که با آقایان موسوی و کروبی همکاری کنید ؟ گفت: که در صورت تبیین اهداف روشن و برای عبور از نظام حاضرم با آقایان کروبی و موسوی همکاری کنم چون معتقدم که با این نظام نمیتوانیم به دموکراسی برسیم

Monday, February 28, 2011

گاندی: من در برابر تسلیم شدن در برابر ظلم یا خشونت, خشونت را انتخاب میکنم

این حکایت امروز ماست که سالها قبل گاندی به آن پاسخ داده است. تنها خشونت درمقابل خشونت است که دیکتاتوری ها را از پا در می آورد هر چند پر هزینه است ولی به آن اندازه نیست که این یاغیان و جانیان در هر روز حکومت ننگینشان بر ما وارد می سازند. من شخصا خشونت را تقبیح میکنم ولی شما فکر میکنید حکومت هایی مثل قذافی و خامنه ای زبانی به غیر از خشونت را برتابند؟ پس همه با هم با تقبل همه هزینه ها, نه برای خود بلکه برای فرزندان و شهیدان و ایران زمینمان, مملکتمان را آزاد میکنیم
زنده باد آزادی